پيام
قرآن
كرسي زبان شناختي قرآن
استاد دكتر محمود شكيب انصاري
Quran-payam
بررسى علمى خداشناسى در قرآن كريم
تأليف:
دكتر محمود شكيب انصارى
استاد دانشكده الهيات و معارف اسلامى
دانشگاه شهيد چمران اهواز
1387
بررسى علمى
خداشناسى در قرآن كريم
تأليف:
دكتر محمود شكيب انصارى
استاد دانشكده الهيات و معارف اسلامى
دانشگاه شهيد چمران اهواز
1387
پيشگفتار:
پس از حمد و ثناى الهى و درود بىپايان بر محمد رسول الله و خاندان مطهّر و ياران مكرم ايشان و بر بندگان صالح خدا.
كتابى كه در پيش روى خواننده گرامى قرار دارد، در واقع حاصل بررسىهاى علمى چند ساله آيات قرآن كريم است.
مقصود از بررسى علمى اين نيست كه ما مىخواهيم ميان نظريههاى علوم تجربى و طبيعى و آيات قرآن مطابقت ايجاد كنيم، تا در نتيجه بگوييم چون علم جديد فلان ديدگاه قرآنى را تأييد نموده، پس آن ديدگاه درست و علمى است و اگر مطابقت نداشت، پس آن ديدگاه مورد پذيرش نيست.
خير، ما بر اين باوريم كه ديدگاه علمى اگر چه فراگير است اما ابطالپذير نيز هست. و ديدگاه علمى كه امروز مورد قبول است، ممكن است فردا توسط يك دانشمند ابطال شود و نظريهاى ديگر ارائه گردد.
اما ديدگاههاى قرآن كريم، ديدگاه يك كيهانشناس، يك فيزيكدان، زيستشناس يا درياشناس و... نيست كه امروز يا فردا ممكن است ابطال شود و حرفى ديگر ارايه گردد. بلكه قرآن سخن خداوند عليم خبير و علّام الغيوب و عين حق و حقيقت ثابت و تغييرناپذير است. بهرهورى از مباحث علمى در اين كتاب تنها براى روشن كردن پديدهها و شناخت تحول در آنها است. به عنوان نمونه: در قرآن آمده است كه انسان را از خاك آفريديم، ما از زمينشناسى مىپرسيم كه خاك چيست؟ يا اين كه قرآن در باره(جنين) سخن گفته است، ما از زيستشناسى در باره(جنين) توضيح مىخواهيم، قرآن كريم پيرامون آفرينش پرندگان سخن گفته است و ما از جانورشناسى در باره فيزيولوژى بدن پرندگان پرسش مىكنيم. اين چنين توضيحاتى براى شناخت آيات قرآن بسيار مفيد و مؤثر است.
فهم و درك آيات قرآن، از راه شناخت زبان قرآن، يعنى شناخت واژگان، اصطلاحات، عبارتها و تركيبها ميسّر مىشود و براى شناخت صحيح آن از علوم عربى(صرف و نحو بلاغت و لغتشناسى) بايد بهره گرفت و آن چه هست دريافت و بيان داشت، اضافه بر زبانشناختى، از علوم قرآنى نيز بايد استفاده شود.
البته بهرهمندى از خود آيات قرآن جهت شناخت قرآن مطمئنترين راه و روش فهم قرآن است.
در اين بحث، از منابع گوناگون استفاده شده است، از خود قرآن و از حديث تا علوم عربى و اسباب نزول و كتب تفسير. در ترجمه آيات قرآن نيز به اكثر ترجمههاى قديم مانند ترجمه تفسير طبرى و جديد مانند ترجمه آية الله مكارم شيرازى، دكتر مجتبوى و دكتر ابوالقاسم امامى مراجعه شده است.
اميد است كه توانسته باشيم تصويرى از آنچه قرآن كريم در باره خداشناسى مطرح شده، ارائه كنيم.
اگر در انجام اين وظيفه موفّق بوديم، اين موفّقيت لطف الهى بوده است و اگر قصور و اشكالى در كار بوده است، اين قصور و اشكال از خود ماست.
«ربّنا لاتؤاخذنا أن نسينا أو أخطأنا»، «و فوق كلّ ذى علمٍ عليمٌ»
مؤلف
در قرآن چنین می خوانیم :« و انه لتنزیل رب العالمین(192) نزل به الروح الامین (193)علی قلبک لتکون من المنذرین (194) بلسان عربی مبین » (شعراء /195) : به راستی که آن قرآن فرو فرستاده پروردگار جهانیان است ، که جبرئیل امانت دار ، آن را بر قلبت فرود آورد ، تا از بیم دهندگان به زبان عربی واضح و روشن باشید .
سخنان معاصرین پیامبر (ص) درباره قرآن
سخن الولید بن مغیره :
در موسم حج جمع کثیری از مردم مکه گرد ولید بن مغیره آمدند و قضاوت وی را درباره قرآن و مبارزه با پیامبر اسلام (ص) پرسیدند که آیا قرآن سحر و جادو است یاکهانت است یا شعر و خطابه است که او ساخته ؟ دانای عرب ( ولید بن مغیره ) از آنها پرسید : شما درباره محمد و قرآن چه می گویید : مشرکین قریش گفتند : محمد کاهن است .
ولید گفت : نه ؛ والله او کاهن نیست ! ما کاهنان را دیده ایم ، آنچه می گوید نه سجع است و نه زمزمه کاهنان .
گفتند : دیوانه است ! ولید گفت : او دیوانه نیست ما دیوانگان را دیده ایم . گفتند : شاعر است ! ولید گفت : ما همه انواع شعر را می شناسیم ، آنچه می گوید شعر نیست ، گفتند : جادوگر است ! ولید گفت : ما جادوگران و جادوگری را دیده ایم آنچه محمد می گوید : جادوگری نیست .
سران قریش از او پرسیدند ، شما درباره قرآن چه می گویید : ولید ابن مغیره در وصف قرآن گفت : به خدا سوگند این قرآن دارای شیرینی و زیبایی است ، شاخسار آن پر میوه و ریشه های آن پر برکت است و هر آنچه شما درباره اش می گویید ، ناحق بودنش ، آشکار است (1) .
عتبه بن ربیعه : وی از سران بزرگ قریش بود که در شعر و ادب و خطابه سرآمد قومش بود . روزی از آنان خواست که نزد محمد (ص) برود و به وی پیشنهاداتی بنماید شاید راه حلی برای اختلاف بیابد ، آنان هم پذیرفتند . وی سراغ پیامبر در مسجد الحرام رفت و گفت : ای برادر زاده ، تو می دانی که در میان ما دارای مقامی بلند در عشیره و منزلتی بس رفیع در نسب هستی و تو اکنون برای قومت امری خطیر آوردی که جمعشان را پراکنده ساختی و باورهایشان را به تمسخر گرفتی و از خدایانشان و دیانتشان عیب جویی کردی . پس گوش فراده مطالبی را به شما پیشنهاد نمایم شاید برخی از آنها را بپذیری .
رسول خدا (ص) فرمود : ای ابو ولید! بگو من گوش می دهم .
عتبه گفت : ای برادر زاده اگر منظورت از آنچه اظهار می داری (ثروت) است ، از همه ما برایت جمع می کنیم تا از همه ثروتنمدتر شوی و اگر هدف سروری است ما شما را سرور خودمان می کنیم و اگر هدف پادشاهی و ریاست است ، ما شما را پادشاه خودمان قرار میدهیم و اگر آنچه بر تو عارض می شود (وحی) نوعی جن زدگی است ، ما شما را نزد پزشک خواهیم برد تا از آن بهبود یابید و اموال خود را هزینه خواهیم کرد تا این که از این بیماری شفا بگیرید ؛ آنگاه رسول خدا فرمود : یا ابا ولید آیا سخنانت به پایان رسید ؟ عتبه گفت : بلی .
رسول خدا (ص) فرمود : ای ابا ولید گوش کن .« بسم الله الرحمن الرحیم ، حم تنزیل من لرحمن الرحیم . کتاب فصلت آیاته قرآناعربیا لقوم یعلمون بشیرا و نذیرا فاعرض اکثرهم فهم لایسمعون » (فصلت/3) ( بنام خداوند بخشنده مهربان ، حم ، فرو فرستاد از سوی خدای رحمان رحیم ، کتابی است که آیات آن بوضوح بیان شده است ، قرآنی است به زبان عربی ، برای مردمانی که می دانند و مژده و بیم دهنده ، پس بیشترشان روی گرداندند ، پس آنان نمی شوند ) .
عتبه به سوی یاران مشرکش رفت ، بعضی از آنها گفتند : به خدا قسم ، ابو ولید با قیافه ای غیر از آن قیافه ای که با آن رفت برگشت ! هنگامی که به جمعشان رسید و نشست ، پرسیدند : ابا ولید چه گذشت ؟ گفت : من به خدا سوگند سخنانی را شنیم که هرگز آن را نشنیده بودم ، به خدا قسم آنچه شنیدم (آیات قرآن) نه شعر است و نه سحر و نه کهانت ! ای جماعت قریش مرا اطاعت کنید و بگذارید این مرد دعوتش را انجام دهد و از وی دوری کنید . به خدا سوگند سخنی که از وی شنیدم خبری عظیم خواهد داشت . ای ابو ولید به خدا ! محمد تو را جادویی کرده است (2) .
سخنان اندیشمندان اروپایی درباره قرآن
آنچه گذشت ، سخنان مشرکان مخالف و معصر نزول قرآن بود ، اکنون از نویسندگان و اندیشمندان اروپایی که اسلام و قرآن را مورد مطالعه دقیق نمودند ، سخنانی را می آوریم که در خور توجه و دقت است :
1- ال . آ . سیدیو () استاد دانشگاه برپون فرانسه :
« قرآن همه چیز را در نظر گرفته است . هیچ یک از شوون اجتماعی و دینی و جنگی را ناگفته نگذاشته ، همه را بیان کرده است . شما ملاحضه کنید که ریاست روحانی و ریاست دنیوی ، همه در دست یک مرد است ولی آن سلسله مراتب کشیشان و اختلاف طبقاتی اصلا وجود ندارد و این از شگفتیهای جامعه جدیدی است که فرزند عبدالله آن را پایه گذاری کرد ، حکومت این جامعه تکالیفی جز آنچه در شریعت اسلام آمده است ، ندارد »(4)
2- ایلیوس ژرمانوس () خاورشناس مجارستانی :
« تعالیم قرآن دستورات خدا است و مطالب قرآن برای بشر راهنمایی ابدی است . قرآن ، کتاب ساده و قابل فهم هر آن کس که بخواهد آن را بفهمد » (4).
3- لورا واگلیری استاد دانشگاه در ایتالیا :
« دشمنان اسلام پیامبر را با اسلحه ستیزه نمودند اما از برابری با عظمت قرآن عاجز و درمانده گشتند ، زیرا قرآن ازلحاظ قالب و اسلوب در عالیترین درجه کمال قرار دارد و ثابت نموده است که حتی تقلید و پیروی کامل از آن غیر ممکن به نظر می رسد . از طرفی هزاران نکته برابر دیدگان ما نمایان می گردد مانند خبر دادن از حوادث آینده ، توصیف وقایعی که در قرنها پیش بوقوع پیوسته و از نظر عموم مجهول و ناشناخته بوده است و با اشارات فراوانی درباره نوامیس طبیعی و علوم مختلف سخن گفته است » (5)
4- پروفسر هانری کوربن فرانسوی :
« اگر اندیشه ی محمد (ص) خرافی بود و اگر قرآن و وحی الهی نبود ، هرگز جرات نمی کرد بشر را به علم دعوت کند . هیچ بشری و هیچ طرز فکری به اندازه محمد و قرآن به دانش دعوت نکره اند تا آنجا که در قرآن نهصد و پنجاه بار از علم و عقل سخن به میان آمده است (6) .
5- دکتر ماردریس مترجم فرانسوی قرآن :
« اما سبک قرآن بی گمان سبک کلام خداوند است زیرا این سبک مبتنی بر کنه وجودی است که از آن صادر شده و محال است که جز سبک و روش خداوندی باشد » (7) .
پدیده وحی (پیام رسانی ) :
پیامبر اسلام (ص) فرمود که : قرآن کریم « وحی الهی » است ، حال وحی چیست ؟ و دلایل پیامبر بر وحی بودن قرآن کدام است ؟
ابن منظور در لغتنامه لسان العرب ، واژه «وحی» را این چنین تعریف کرده است : « وحی : اشاره کردن ، نوشتن ، پیام ، الهام ، سخنان پنهانی و هر چیزی که اقلا می کنی به دیگری است .
« وحی الیه و اوحی الیه » یعنی با وی سخن گفت به گونه ای که دیگران نفهمند » (8) .
و راغب اصفهانی در تعریف « وحی » می نویسد : « وحی در اصل اشاره سریع است » (9) .
کاربرد واژه وحی در قرآن (10) :
وحی در قرآن به معانی چند به کار رفته است که ذیلا به آن اشاره می شود :
1- اشاره پنهانی : « فاوحی الیهم ان سبحوا بکره و عشیا» (مریم/11): با اشاره به آنان گفت صبح و شام ، خدا را تسبیح کنید .
2- هدایت غریزی و طبیعی که در نهاد تمام موجودات قرار داده شده است :« و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر ، مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا» (نحل/68و69): و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد (الهام غریزی نمود ) که از کوه و درخت و داربستهایی که مردم می سازند خانه هایی درست کن ، سپس از همه میوه ها (شیره ی گلها) بخور و راه های پروردگارت را به راحتی بپوی .
3- الهام توسط سروش غیبی : گاهی انسان درباره یک قضیه دچارحیرت و اضطرار می شود و نمی داند چه کند . در این حال ممکن است همین انسان متحیر ناگهان درخششی در ذهن او پدید آید که راه را بر او روشن سازد و از تنگنا بیرون آورد . این پیامهای راه گشا همان سروش غیبی است . در قرآن آمده است : «و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم و لا تخافی و لاتحزنی انا رادوه الیک و جاعلوه من المرسلین » (قصص/7): و ما به ذهن مادر موسی وحی کردیم که وی را شیر ده و آنگاه که برایش ترسیدی او را به دریا رها کنی ، نترسی و غمگین نشوی ، همانا ما وی را به تو باز می گردانیم و از پیامبران قرار می دهیم .
4- وحی رسالت : و این ویژگیهای پیامبری است و در قرآن بیش از هفتاد بار ازآن یاد شده است مانند : «و کذالک اوحینا الیک قرآنا عربیا» (شوری/7) همچنین قرآن عربی بر تو وی کردیم .
شیوه های وحی و پیام رسانی :
در قرآن در آیه ذیل به چند شیوه رساندن وحی تصریح شده است : « و ما کان ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم » (شوری/51): هیچ بشری را نرسد که خدا با وی سخن گوید . مگر به وحی ، یا از پس پرده ای ، یا فرستاده ای فرستد ( سروش وحی ) تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحی کند که او والا و فرزانه است .
بنابراین ، وحی الهی به آدمیان یا به صورت القای مستقیم وحی بر قلب پیامبر است یا با رسیدن وحی به گوش پیامبر به گونه ای که صدا را شنیده شود اما صدازننده پنهان باشد و دیگر القای وحی به وسیله سروش وحی که نامش جبرئیل است و این چنین بود که عقل بزرگ جهان (خدا) با عقل کوچک (انسان) در تماس بود و طی 23 سال این قرآن که در دسترس ماست به وی وحی کرد .
معجزه قرآن :
معجزه کاری است مافوق قوانین عادی ، به امر خدا و هنگام بعثت پیامبران (ع) صورت می گیرد ، مانند افعی شدن عصای موسی (ع) و زند شدن مردگان با اشاره عیسی(ع) . البته معجزه قانون خود را دارد و به امر خدا انجام میگیرد . معجزه ی بزرگ پیامبر اسلام ، قرآن است که یک معجزه بیانی است به این معنی که رسول خدا کافران را به مبارزه طلبید که اگر راست می گویید که این قرآن ساخت و پرداخت بشر است ، این قرآن که از همان حروف الفبایی که می شناسید و از آن چکامه ها و خطابه های بلند می سازید ، بیایی سخنی همانند آن بیاورید (طور/34).
و در (اسراء/88) می فرماید : بگو بتاکید اگر انس و جن گرد آیند تا همانندی برای قرآن بیاورند ، نمی توانند ، حتی اگر برخی پشتوانه برخی دیگر قرار گیرند .
مخالفان قرآن با نیاز شدید به شکست دادن پیامبر (ص) نتوانستند قرآنی را همانند قرآن خدا بسازند ، باز قرآن فرمود : «آیا کفر پیشگان می گویند پیامبر قرآن را بهم بافته ، بگو اگر راست می گویید ، هر که را غیر خدا می خواهید دعوت کنید و ده سوره همانند قرآن بیاورید » (هود/13).
باز کافران ناتوان ماندند . قرآن کریم فرمود : « و اگر درباره آنچه بر بنده مان نازل کردیم شک و تردید دارید ، پس یک سوره همانند آن بیاورید و گواهانتان را غیر از خدا فرا خوانید ، اگر راست گویید » (بقره/23).
این چنین بود که شاعران برجسته ، سخنوران نامور عرب در اوج بلاغت و فصاحت ، نتوانستند حتی یک سوره همانند قرآن تالیف کنند زیرا که قرآن کلام خداست ، نه غیر خدا .
و ما در این تحقیق منبع و ماخذ اصلی خود را قرآن کریم قرار دادیم تا خدا را از زبان قرآن بشناسیم .
1- ولید بن مغیره از کسانی بود که در عناد و دشمنی با پیامبر اسلام شهرت داشت آیاتی درباره او نازل گردیده است . رجوع شود به : ابن هشام ، السیره النبویه ، ج 1 ، چاپ القاهره (1936)، ص 289 .
2- ابن هشام ، السیره النبویه ، ج 1 ، ص 314 .
3- آل اسحق ، علی ، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان ، ج 1 ، ص 402 (به نقل از : تاریخ العرب ، ال . آ . سیدیو ) .
4- همان ، ص 606 .
5- وجدانی ، حسینی ، نظریه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد ، موسسه مطیبوعاتی عطائی ، تهران (1362) ، ص 27 ، به نقل از کتاب دفاع از اسلام ، دکتر واگلری ، ص 77 .
دكتر محمود شكيب انصاري ، تمام استاد پايه ۳۰ ذانشکده الهیات ومعارف اسلامی دانشگاه شهید چمران اهواز متولد سال 1331 هـ ش /1372 هـ ق ، تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته زبان عربي و علوم قرآن در دانشكده اصول دين بغداد آغاز كرد ، سپس در ايران در رشته زبان و ادبيات عربي موفق به اخذ مدرك دكتري گرديد .
تعتبر المعاجم والقواميس اللغوية والعلمية من لوازم عمل المترجم الضرورية. ففيها يجد معاني ومفاهيم المفردات، وفيها يعثر على ما يعادل المصطلحات. ولقد اهتم العرب والايرانيون منذ القدم بتأليف المعاجم والقواميس بالعربية والفارسية، فألَّف العرب معاجم فارسية ـ عربية، وألَّف الايرانيون كذلك مثلها عربية ـ فارسية، أو ترجموا بعض المعاجم العربية الى الفارسية. ولا نقصد هنا البحث عن تاريخ المعجمية العربية أو الفارسية، بل نريد ان نعرف الطالب ببعض تلك المعاجم المتوفرة في المكتبة العربية والفارسية، وطرق الاستفادة منها.
انجمن ايراني زبان و ادبيات عربي، به همت گروه عربي دانشگاه تربيت مدرس و مدير گروه وقت آن، جناب آقاي دكتر خليل پرويني، و با همكاري و همراهي و همدلي اعضاي هيأت مؤسس - كه اسامي آنان در سايت انجمن درج گرديده - تأسيس شده است.
محمود شكيب أنصاري
جامعة شهيد ﭽمران- الأهواز- إيران
هذا المقال خلاصة لدراسة ميدانية كما قال صاحبه ولعل هذا يفسر ما نجده من غموض ونقص في بعض جوانبه. وقد أحسن الباحث في تحديد الحدود الجغرافية للهجة في خوزستان وبيان العوامل المؤثرة فيها. ولنا وقفات مع بعض ما ورد في مقاله:
1-قال الباحث(ص208): "إن الحروف الصامته في اللهجة العربية في خوزستان هي الحروف الصامتة في اللغة الفصحى نفسها، وقد زيد عليها حروف أخذت من اللغة الفارسية".
وقوله هذا ملبس فلا نعلم أيريد الأصوات الملفوظة أم الحروف المكتوبة فإن كان يقصد الأحرف المكتوبة فلا خلاف بيننا وإن يكن يقصد الأصوات ففي المسألة نظر. والذي يقتضيه الدرس الصحيح كونه يريد الأصوات وعلى هذا نقول إن نطق الكاف مشوبة بالشين صوت عربي أثبته سيبويه في كتابه وهو مسموع في منطقة حوطة بني تميم وفي دول الخليج العربي وقد رسمه في الخط (چ) وهو رمز قد يستخدمه آخرون لصوت آخر هو الجيم التي بين الجيم والشين وهي ما تعرف بالجيم الشامية وإن تكن حجازية في الأصل وهي مسموعة في الحجاز إلى اليوم، ولكن الباحث جعلها في مقابل الكاف في (كنانة) وجعل في مقابلها الحرف اللاتيني (C) ولعل الصواب (CH). ومثله (ژ) الذي جعل مقابله (Z) ومثاله الاسم (ژاله) ولم يذكر المقابل بالعربية، والصوت (گ) ويقابله في اللاتيني (g) كما في نطق كلمة (قبل) وهذا الصوت عربي أيضًا بل لعله من أقدم أشكال نطق القاف وهو مستمر في لهجات الجزيرة العربية إلى يومنا هذا وليس مأخوذًا من الفارسية.
2-إبدال الجيم ياء(ص209) إبدال قديم عند تميم ومستمر في حوطة بني تميم إلى الآن وفي بعض مناطق جنوب الجزيرة وفي دول الخليج. وإبدال القاف غينًا مسموع في لهجات الخليج وفي بلاد السودان، وإبدال الكاف جيمًا فارسية سبقت الإشارة إليه ونطق الجيم زايًا مسموع في بعض مناطق جنوب الجزيرة كالباحة وما حولها، أما إبدال الهمزة ياء فهذه ظاهرة التسهيل المعروفة قديمًا في الحجاز وعليها رواية ورش لقراءة نافع، وقال إنه تبدل أحيانًا الصاد زايًا مثل (زغير) أي (صغير) والحقيقة أنه ليس زايًا خالصة بل هي الزاي المطبقة التي نسمعها في النطق القاهري لكلمة (الظاهر) أما القلب المكاني فمسموع في بعض لهجات البادية في نجد إذ يقولون كرهب في كهرب ويعلل إبراهيم أنيس هذه الظاهرة بشيوع توالي الأصوات فالقلب يكون إلى التوالي الشائع وهذا يعني أن ورود الراء قبل الهاء أشيع من ورود الهاء قبل الراء.
3-ذكر في (ص210) تصريف الأفعال الماضي والمضارع والأمر وهو موضع يتصف بالاضطراب لأنه لم يجعل ذلك في جدول يبين علاقة الفعل بالشخص، وظهرت بعض التصريفات مكررة مثل:راحَوْ راحَوْ/ راحَنْ راحَنْ/ رِحْتَنْ رِحْتَنْ.
إِيْرُحُون إِيْرُحُون/ إِيْرُحَن إِيْرُحَن/ إِتْرُحُون إِتْرُحُون/ إِتْرُحَن إِتْرُحَن.
وذكر أن فعل الأمر للغائب يكون بصورة غير مباشرة وهو يقصد أنه يكون مقول القول بعد (قل لهم)، مثل: (رُوْحُو)، ولعلها[رُوْحَو]
وهذا في الحقيقة فعل أمر للمخاطب ولكنه محكي لأن المتكلم لن يخاطب المأمور والمهم أن هذا لا يدخل في تصريف فعل الأمر فلا تكون الأمر بصيغته إلا للمخاطب.
والغريب أن يرد قوله "وأما أمر المتكلم، فيكون أحيانًا بأمر النفس: رُوْح-رُوحُوا" ولعلها[رُوْحَوا] ويلاحظ أنه كتب ألف الجماعة وهو لم يكتبها في تصايف الفعل من قبل. ومهما يكن من أمر فانتزاع الأفعال من سياقاتها لا يجعلنا نطمئن إلى سلامة الوصف.
4-تكلم عن الهمزة (ص211) فقال إنها تستعمل في أول الأسماء والأفعال وبعض الحروف وعند ذكر الأمثلة بدأ بأمثلة للفعل مع تقديمه الأسماء بالذكر، ومن الأمثلة: إتْروح) ومن الأسماء إِحسَين وأما الحروف فواو العطف والباء ولم يورد لها أمثلة في السياق، ومثل هذا الوصف لا يكفي بل لابد من بيان علة الهمزة وهو أن الكلمات بدأت بساكن اقتضى إدخال همزة الوصل؛ ولذلك كان عليه أن يكتب الكلمات السابقة: اتْروح، احْسَين، اوْ، ابـْ.
ونجد في (ص212) تكرار بعض الضمائر المنفصلة كما وجدنا تكرار صيغ الأفعال.وفي (ص214) تكلم عن أدوات الاستفهام فمثل لها وأ‘اد بعضها لما تغيرت عنه في الأصل الفصيح المفترض لكنه ترك (إشوكت) وأصله :أيّ شيء وقت، و(إشلون) وأصله: أي شيء لون.
وقد أصاب الباحث في إشارته إلى أثر التنغيم في نقل الجملة الخبرية إلى الاستفهام.
ومهما يكن من أمر فقد أعطى الباحث صورة واضحة لتلك اللهجة العربية ومشاركته في المجلة دليل اهتمامه بها ودليل سعة انتشارها
محمد (ص) اولين پيامبري نبود كه خداوند با وي از طریق وحي ارتباط برقرار ساخته ، و براي رهنمود بشريت دين اسلام را به وي وحي نموده است . هزاران پيامبر پيش از او در جزيره العرب فرستاده شدند ، از جمله ابراهيم و نوح و موسي و عيسي(ع) . اما محمد(ص) آخرين پيامبر خدا و دين وي آخرين و كامل ترين دين بوده است .
مرجع و ماخذ اصلي پژوهش دراين طرح پژوهشي ، قرآن كريم است كه پيش از پرداختن به اصل موضوع ضروري است كه شناختي مختصر پيرامون پيام رسان ، و خود پيام باشيم.
محمد بن عبدالله (ص) پيام رسان :
مشهورترين روايت درباره سال ولادت آن حضرت اين است كه وي در سال (580 ميلادي )(۱) در مكه زاده شده است . آن حضرت در سن دو ماهگي پدر خويش را و در شش سالگي مادرش را از دست داد . وي ازقبيله ي قريش وازخاندان بني هاشم بود ونسبش به حضرت ابراهيم (ع) مي رسد . (۲)
درياره ي عصروزمانه ي وي ، اميرالمؤنين علي (ع) مي فرمايد : « ملت ها درخوابي گران فرورفته بودند ، سررشته ي كارها ازهم گسيخته وفريبكاري آشكار شده ، يرگ هاي درخت زندگي بشر به زردي گراييده وازآن اميد ثمري نبود ، آبها فرو رفته ، فروغ هدايت خاموش شده ، بدبختي به بشر هجوم آورده وچهره ي كريه خود را نمودار ساخته بود ، اين فساد وتيره روزي ، چيزي جز فتنه وآشوب ببار نمي آورد . ترس دلهاي مردم رافراگرفته وپناه گاهي جزشمشير خون آشام نداشتند ... ». (۳)
مولاي متقيان علي (ع) درخطبه ي 26 نيز در صف اوضاع واحوال مردمان عرب درسرزمين خويش چنين مي فرمايد :« خدا محمد (ص) رافرستاد تا جهانيان را ازراه ورسمي كه درپيش گرفته اند بيم دهد ، واورا امين دستورهاي آسماني خود قرارداد .
درآن حال شما اي جماعت عرب ، بدترين ديني داشتيد ودربدترين سرزمين زندگي مي كرديد . دربين سنگ هاي خشن ومارهاي گزنده مي خوابيديد ، ازآب تيره مي نوشيديد ، غذاي خوبي نداشتيد ، خون يكديگر مي ريختيد ، پيوند خويش را ازنزديكان مي بريديد وباآنها ستيزه مي كرديد . بت ها درميان شما برپا بود وگناهان دست وبال شما را بسته بود» (۴)
درچنين اوضاع واحوالي پيامبر اسلام مبعوث شد . وي پيش از اسلام درآن اوضاع فكري وفرهنگي واجتماعي مي زيست ، اما هرگز آلوده ي فساد وانحرافات نگرديد . اودرهمان زمان به راستگويي وامانت داري شهرت يافت وازنظر هوش واستعداد فكري درسطح بسيار بالايي قرار داشت ، درمهرباني وعطوفت ودلرحمي شهره آفاق گشت ودردليري وشجاعت سرآمد همگنان خود گرديد ، « سيماي گيرا ودوست داشتني دارند ، صداقت وصميميت دررفتارشان بيشتر از ابهت وقدرت پيداست ... (۵)
پيامبر اسلام (ص) ازميان توده مردم برخواسته بود وازگرامي ترين خاندان ( خاندان بني هاشم ) كه بزرگ خاندان وي عبدالمطلب درميان مردم به ابراهيم دوم شهرت داشت . محمد (ص) درد يتيمي كشيد وفقر نداري ، چوپاني كرد وبراي داد وستد به تجارت رفت . وي سرانجام براي تفكر وتأمل درباره ي جهان وزندگي دركوه حراء معتكف شد ودرآنجا نيروي بزرگ حاكم بر ساير نيروهاي جهان باوي ارتباط برقرار كرد و وحي نازل شد .
آنچه گفته شد ، ديدگاه قرآن كريم وگفتار امام علي (ع) درباره رسول اكرم (ص) بود .
اما انديشمندان ونويسندگان غير مسلمان غربي واروپايي درتوصيف پيامبر اسلام (ص) چه گفتند ؟ وچه نوشته اند ، آنچه مي آيد گزيده اي ازگفته هاي بسيار دانشمندان غربي است درپاره پيامبر خدا (ص) .
پيامبر خدا (ص) درنگاه دانشوران غربي
۱- توماس كارلايل (Carlyle) اسكاتلندي :
« محمد هرگز دروغگو وپشت هم انداز نبود ، اوچيزي جزيك قطعه حيات كه دل طبيعت ، اورا ببار آورده بود تادنيا مانند برق آسمان روشن كند ، نبود ... اواز همان روزهاي نخست ، جواني انديشمند ودانا بود ، رفقايش اورا امين وراستگو مي ناميدند . اودركردار ، افكار وگفتارش ، راست وصادق بود ... آري محمد لباس زبر مي پوشيد ، خوراك ساده مي خورد ودرراه خدا زحمت مي كشيد ، شبها بيدار مي ماند وروزها خواب نداشت ، درراه نشر دين خدا مي كوشيد ، مانند مردم كوته بين قصد رسيدن به يك مقام دنيوي وسلطنت نداشت . من فكر مي كنم ، اگر قيصر ياكسري با آن قدرت وتاج وتختي كه داشتند اگر بر عرب ها پيروز مي شدند ، نمي توانستند آنها را به اندازه ي محمد كه لباسش راخود وصله مي كرد ، رام وخاضع كنند ، آري ، قهرمان اين گونه است ، قهرمان يعني محمد ( ص ) »(۶)
۲- م . ساواري ( M.Savary ) محقق فرانسوي :
« محمد جواني بود آراسته ، آنچه را مي گفت به حقيقت نزديك بود . او هرگز حاضر نمي شد مطلبي را برخلاف حقيقت برزبان آورد ، درامور زندگي صداقت وامانت را به كار مي برد ، عقيده وايمان ثابتي داشت وازارتكاب هرگونه خطا وعمل ناپسنديده اي بركنار بود . ... محمد انسان دوستي ، محبت ، شفقت ، كمك به زيردستان ، حمايت از مستمندان وگذشت واغماض ازتقصير بزهكاران وهزاران فضايل وبركات انساني رابه يارانش آموخت . قيامي مردانه كرد . سازماني انساني تشكيل داد ، به تمامي بدبختي هاي ملت خود خاتمه داد . (۷)
۳- گوستاولوبون ( Gustav Lebon ) محقق ومورخ فرانسوي :
« پيغمبر { محمد (ص) } همچنان كه درشكست مرعوب نمي شد ، وقتي هم كه بردشمن غالب مي آمد ، غروري دراو پيدا نشده ، ازاعتدال خارج نمي گشت ، . . . بااين كه اهل مكه بيش ازده سال دشمن جاني پيغمبر بودند وازهيچ گونه صدمه وآزاري نسبت به او فروگذار نمي كردند ، بااين حال هنگام فتح مكه نهايت انسانيت وجوانمردي را درباره ي آنان به كار برد » (۸)
۴- ولتر ( Wolter ) نويسنده مشهور فرانسوي :
« دروجود محمد ، چيزعجيبي است كه بسيار پسنديده ودلنسين است . اوانسان رابه تعجب وتقدير وا مي دارد به اين كه باجان خود ، دراين نبردها به تنهايي درمقابل آن همه مردم مشرك كه دربرابر او بودند ومي خواستند عقايد اورا ازبين ببرند ، ايستادگي كرد ومردم را به عبادت خداي يگانه دعوت نمود ، سالها درراه عبادت به خدا شكنجه وآزار تحمل كرد . بي شك محمد بسيار بزرگ بود ومرداني بزرگ نيز دردامان فضل وكمال خويش پرورش داد . او قانونگذاري خردمند ، جهان گشايي توانا ، سلطاني دادگستر وپيامبري پرهيزكار بود وبزرگترين انقلاب هاي روي زمين را پديد آورد » . (۹)
۵- بانو دكتر لورا واگليري : (۱۰)
« محمد قبل از اين كه دعوت خودرا آغاز كند ، ازجهت عفت نفس ونزاهت وجدان درزندگي خود نزد ملت خويش ، بي اندازه مورد احترام بوده است واگر محمد راستگو نبود ، چگونه مي توانست دروغگويان ومنافقان راتا آن اندازه باكلمات آتشين قرآن با آتش جاويدان جهنم تهديد كند ؟ . . . چگونه به مجاهدت ومبارزه اي دست زد كه يأس آور بود ؟ واگر اطمينان عميق وريشه داري اورا به حقيقت نمي خواند ، چگونه مي توانست مدتي بيش از ده سال درمكه باپيشرفتي بسيار كم ، حزن ومشقت بي حد وحساب دعوتش را تحمل كند وادامه دهد ؟
بازاگر آن عده مسلمانان شريف وهوشمند – بويژه مردي چون علي بن ابي طالب – دركلمات وبيانات پيغمبر ، روح صفا وصداقت وحقيقت رادرك نكرده بودند ، چطور ممكن بود به او ايمان بياورند وبه كيش جديد بگروند ؟ وبه جامعه اي ملحق شوند كه اعظم آن ، بردگان وبندگان آزاد شده ومردم بي نام ونشان بودند ؟ بيشتر ازاين ، نيازي به گفتار نداريم ، زيرا حتي درميان خاورشناسان اين حقيقت مسلم سده است كه صداقت محمد عميق وبي غل وغش بوده است » (۱۱)
۶- ويل دورانت انگليسي مؤلف كتاب تاريخ تمدن :
« محمد ازخانداني شريف وبرجسته اي بود ولي ازپدر خود ثروتي ناچيز به ارث برد ، پدرش عبدالله پنج شتر وتعدادي گوسفند ويك خانه ويك خدمتكار براي او گذاشت . او ظاهري با مهابت داشت وزندگي او درنهايت سادگي بود . خانه هايي كه او درمدت عمرش درآنها زندگي كرد همه از خشت وگل بود ... وسقف آن ازشاخه هاي خرما ودرهاي آن پرده هايي ازموي بزيا شتر بود ... بارها ديده شده بود كفش خودرا پينه مي زند يا لباسش را وصله مي كند ويا آتش روشن مي كند يا خانه را جازو مي زند ويا بزخانه را مي دوشد يابراي خانه ، خذا خريداري مي كند ... وي با بزرگان ، ملاطفت وخوش برخورد بود وبه روي ضعيفان مي خنديد ودرمقابل گردن كشان وخود پسندان خيلي باعظمت وبا هيبت بود . عمده اموالي را كه به دستش مي رسيد ، به مصرف فقرا مي رسانيد وبراي خانواده ي خود ، خيلي كم خرج مي كرد ، آنچه را كه براي شخص خود خرج مي كرد بسيار اندك بود . وي موي سر خودرا رنگ مي زد وانگشتري كه نقش ( محمد رسول الله ) بود به دست مي كرد » (۱۲)
۷- فيليپ . ك . حتّي ( Philipe.c.Hitta ) استاد دانشگاه درنيويورك آمريكا :
« محمد دراوج قدرت چنان مي زيست كه در ناتواني زيسته بود ، زندگيش ساده وبي آلايش بود . درروزهاي آخر زندگيس ساده وبي آلايش بود . درروزهاي آخر زندگيش بيماري او شدت يافت ، وي بيش از هفت دينا نداشت وهمه ي آن را نيز بين فقرا قسمت كرد » ( ۱۳)
۸- الياس ژان ژيپ ( Lyas Jean Jeap ) خاورشناس انگليسي :
« معتقدات محمد ، خالص وخالي ازهرگونه ابهام است وهيچ گونه شبهه دراو وجود ندارد وهر كس كه محمد رامتهم سازد ودرمورد وي چيزي بگويد كه به كرامت وصداقت وشخصيت او برخورد كند ، درگام اول ، وجدان وانديشه خودرا متهم كرده ، آنها را خدشه دار ساخته است » (۱۴)
۹- كارل ماكس ( Karl Marx ) بنيان گذار ماركسيسم وسوسياليسم كمونيستي دركتاب خود زير عنوان « زندگاني » :
« آن انسان عرب كه اشتباهات مسيحيت ويهوديت رادرك نموده بايك اقدام شجاعانه كه خالي ازخطر جاني نبوده به پا خواسته ، اقوام مشرك وبت پرست را به توحيد وبقاي روح دعوت نموده ؛ نه تنها بايد ادرا درصف مردان بزرگ تاريخ بشريت دانست ؛ برما مي سزد كه به پيغمبري او اعتراف كنيم وبگوييم : محمد پيغام آور ازآسمان به سوي زمين است » (۱۵)
اين بود گواهي برخي ازدانشمندان ومتفكران اروپايي درباره ي صداقت ودرستكاري وامانت داري پيامبر اسلام (ص) قبل وبعد از بعثت كه همگي برپاكدامني وپرهيزكاري ودليري وايستادگي ومبارزه بي امان درراه حق وحقيقت آن پيامبر راستين خدا تأكيد دارد . اين شهادت هاي انديشمندان يهوذي ومسيحي وحتي ماترياليست غربي است كه تنها گوشه اي از گواهي هاي بسيار دانشوران درحقّ محمد (ص) بوده است . (۱۶)
-------------------------------------------------------------
منابع :
۱- ابن هشام ؛ السيره النبويه ، } 1 ، ( 1936 ) ، مصر ، ص 171
۲- شهيدي ، سيد جعف ؛ محمد ازولادت تا بعثت ، مجموعه ي محمد خاتم پيامبران ، ( بي تا ) ، شركت سهامي انتشارات ، تهران ، ص 177 .
۳- عبده ، محمد : شرح نهج البلاغه ، ج 1 ( بي تا ) ، بيروت ، ص 157 ، اين توصيفي بود از سوي كسي كه درآن دوره به سر برده است .
۴- همان ، ج 1 ، ص 66
۵- شريعتي ، علي : محمد خاتم پيامبران ، ج 1 ، ( 1347 ) ، شركت سهامي انتشار ، ص 457 .
۶-- كارلايل ، كتاب الابطال ، ص 89 ، بع نقل ازكتاب اسلام ازديدگاه دانشمندان جهان ، تأليف علي آل اسحق خوئيني ، ج 1 ، ص 190 .
۷- ساواري ، م ، محمد ستاره اي كه درمكه درخشيد ، ص 275 ، رجوع شود به كتاب اسلام ازديدگاه دانشمندان جهان ، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي ، قم ( 1370 ) ، ص 217 .
۸- گوستار لوبون ، تمدن اسلام وعرب ، ص 112 و 115 ، به نقل ازكتاب اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان ، ص 262 .
۹- حديدي ، جواد ، اسلام از نظر ولتر ، ص 53 ، به تقل ازكليات ولتز ، ج 14 ، ص 545 .
۱۰- استاد زبان ادبيات عربي وتاريخ تمدن اسلامي دردانشگاه ناپل ايتاليا .
۱۱- والگيري ، لورا ، پيشرفت سريع اسلام ، ص، 20 ؛ به نقل از كتاب اسلام ازديدگاه دانشمندان جهان ، ص 303 و 304 .
۱۲- ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 11 ، ص 34 /
۱۳- حتي . ك . فيليپ ، تاريخ الوب ، ج 1 ، ص 152 .
۱۴- خليل ، ياسين ، محمد عند علماء الغرب ، ص 116 ، به نقل ازكتاب عرب قبل وبعد ازاسلام ، تأليف الياس ژان ژيپ .
۱۵- آل اسحق ، علي ، اسلام ازديدگاه دانشمندان غرب ، ج 1 ، ص 615 ، به نقل از كتاب محمد النبي العربي تأليف مونته ، ص 92 .
۱۶- مأخذ ما درنقل قول ها كتاب « اسلام ازديدگاه دانشمندان جهان » ازاستاد علي آل اسحق خوئيني بود چنانچه ياد كرديم ، البته نگارنده صحت تمام منابع كتاب را تدييد مي نمايد ، زيرا كه اين منابع ومأخذ اكثرا به زبان عربي ترجمه شده است وبعضي به فارسي ، نگارنده تمام منابع عربي دركتابخانه هاي بغداد ، دمشق ، مكه و مدينه را مشاهده نموده وبعضا تورق كرده ام . متأسفانه مؤلف محترم كتاب « اسلام ازديدگاه دانشمندان جهان » درارجاعات خود با شيوه ي جند صد سال پيش تنها به ذكر نام نويسنده ونام كتاب وسال انتشار كتاب هايي كه ارآنها نقل قول نموده نكرده است . ما دراينجا ازمؤلف وازانتشارات تبليغات اسلامي قم تقاضا داريم كه حداقل درصفحه ي منابع ومآخذ درچاپهاي بعدي اين نقيصه را تكميل نمايد .
اطلاعيه
اطلاعيه
رسول اكرم ( ص ) : خيركم من تعلم القرآن وعلمه
---------------------
كرسي زبان شناختي قرآن ، توسط دكتر محمود شكيب انصاري ، استاد دانشكده الهيات ومعارف اسلامي دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دراين وبلاگ ، بزودي برگزار خواهد شد.
|
|
درباره |
|
این وبلاگ حاوی مطالب قرآنی ( کرسی زبان شناختی قرآن ) استاد دکتر محمود شکیب انصاری عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز - دانشکده الهیات می باشد . |
||
|
|
پیوندهای روزانه |
|
|
جستجو درقرآن آرشیو پیوندهای روزانه |
||